السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

146

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

از خليفه و امام را واجب نمىداند و يا قدرى يا جاهل است . « 1 » 43 . حديث و قرآن : در كتاب‌هاى حديثى اهل سنّت و از جمله صحيح بخارى و صحيح مسلم روايات فراوانى آمده كه با نص قرآن مخالف است . اين امر مىتوانست معتقدان به صحّت همهء روايات صحاح را در تنگناى سختى قرار دهد . از اين رو مقرر كردند كه حديث يك اصل قائم به خويش است « 2 » و نيازى به عرضه آن به قرآن نيست . از ديدگاه اين گروه ، احاديثى كه عرضهء حديث به قرآن را لازم مىداند ، ساخته زنديقان است . سنّت حاكم بر كتاب است ، نه كتاب حاكم بر سنّت ! « 3 » از همين رو بسيارى از اهل حديث در صدد طعن ابو حنيفه برآمده‌اند ؛ كه بسيارى از اخبار آحاد را نپذيرفته است . او معتقد بود بايد خبر واحد را بر احاديث و آيات قرآنى عرضه كرد . « 4 » 44 . موافقت اهل كتاب : آنچه مىبينيم در روايات مكتب خلافت موافق اهل كتاب آمده ، ضرورتا بدان معنى نيست كه اهل كتاب ، دين را به بازى گرفته و اباطيل خود را وارد آن كرده‌اند . يك ضابطهء موهوم دارند كه مىگويد : رسول خدا ( ص ) در مواردى كه امرى نرسيده ، خواهان موافقت با اهل كتاب بود . « 5 » در حالى كه ديديم مسأله كاملا برعكس بود . 45 . حديث بنى اسرائيل : مطابق يك ضابطه ، روايت اسرائيليات را جايز خواندند . از اين رو نبايد اهل كتاب و بنى اسرائيل را در خصوص سمپاشى و بازى با افكار مردم و تزريق عقايد ، افكار و احكام فقهى خود به جامعهء اسلامى

--> ( 1 ) . بنگريد : السنة قبل التدوين ، 467 - 468 . ( 2 ) . مقالات الاسلاميين ، 2 / 251 . ( 3 ) . بنگريد : فصل آينده . ( 4 ) . اضواء على السنة المحمّديه ، 370 . ( 5 ) . بنگريد : صحيح بخارى ، 4 / 167 ؛ سيره حلبى ، 2 / 132 ؛ زاد المعاد ، 1 / 165 .